![]() |
![]() |
|
|
ما عهد هایی با خدا بسته ایم و قول و قرار هایی گذاشته ایم که امانت هایی بر دوش ما است این امانت های معنوی را چکار کنیم ؟ یادمان است این جمله جانسوز حضرت امیر المومنین هنگامی که داشتند حضرت زهرا(س) را به خاک می سپردند خطاب به پیامبر که : یا رسول اله من امانت تو را به تو بازگرداندم یعنی این فاطمه دختر شما در منزل من امانت بود و من این امانت را امروز برگرداندم . یک خانمی امروز صبح زنگ زد که دختر من ازدواج کرده است ایشان دختر خوب ، پاک و پاکدامن و درس خوانده است و از نظر ظاهری هم دختر بدی نیست ولی بخاطر اینکه ما از نظر مالی ضعیف هستیم خانواده داماد مرتب طعنه و کنایه می زنند ما نمی دانیم چه بکنیم ضمنا این دختر یتیم است و پدر هم ندارد و آن خانواده یک عروس دیگر برای پسر دوم خود گرفته است که تمکن مالی دارد گاهی آنها این دو را مقایسه می کنند و به دختر من کنایه می زنند و دختر من خیلی دلش می شکند من به این خانواده می گویم اگر این خانواده بداند که این دختر امانت نزد آنان است و روزی هم دختر آنان به امانت جایی می رود اینگونه عمل نمی کنند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1389/11/01ساعت 11:47 توسط تیشه ور |
|
|
آیا می توان با خدا معامله کرد و معامله با خدا چگونه معامله ای است ؟ سوال زیبا و سختی است ، خداوند خود را در قرآن معامله گر معرفی کرده است حداقل برای گروهی ، می گوید اولا ما می خریم و مشتری هستیم تو بالاخره باید بفروشی در این بازار ، الان اطبا در اتاق عمل چه چیزی را می فروشند نیم ساعت عمل می کنند ده میلیون تومان اجرت می گیرند ، آن درسی که در دانشکده پزشکی خوانده اند و اطلاعاتی که بدست آورده اند را به این مریض می فروشند خوب هم می خرند می گویند این آقای دکتر پنجه طلایی است هر کس را که عمل کند شصت سال به عمر او اضافه می شود ، یک روان شناس چه چیزی را می فروشد ؟ اطلاعات روان شناختی خود را برای باز کردن گره دیگران می فروشد ، یک سبزی فروش هم به بازار می رود و یک چیزی را می خرد و می فروشد همه ما اهل خرید و فروش هستیم بعضی از خانمها در عقد و عروسی در واقع خود را می فروشند با این مهریه می خواهد دختر را یک جوری بفروشد و داماد را یک جوری بخرد . خرید و فروش یک چیزی است که همه از بچگی با آن آشنا هستند یعنی بچه اولین درخواستی که از پدر خود می کند می گوید پول بده می خواهم خوراکی بخرم و می داند بدون پول از خوراکی خبری نیست در دانشگاه هم رشته های بازاریابی و اقتصاد و غیره است و تا قیامت هم این داستان ادامه دارد . خدا می گوید من هم فروشنده هستم و هم خریدار حالا ما هستیم که باید ببینیم چه چیزی بفروشیم . خدا رحمت کند مرحوم پروین اعتصامی را که می فرمود: |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1389/11/01ساعت 11:44 توسط تیشه ور |
|
|
سالهای سال شنیده بودیم همه آدم ها گمشده ای دارند وتا دنیا دنیاست آدم هایند وگمشده هایشان. هجرت به آسمان.. نشسته ایم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1389/11/01ساعت 11:10 توسط تیشه ور |
|
|
امسال هم انصاف های ما حسابی چرت زد امسال وجدان های ما آنفولانزا گرفت ...... حسین جان : نفس بده که برایت نفس نفس بزنم، نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم ارباب : جان زهرا نوکرت رو دریاب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/10/20ساعت 14:8 توسط تیشه ور |
|
|
به زودی مطالب حسابداری و نقد وارد برآن نوشته می شود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1389/10/19ساعت 16:6 توسط تیشه ور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
89/10/01 - 89/10/30 |
| نویسندگان |
|
تیشه ور آشنا |
|
RSS
|